اصول کلی چیدن وسایل در خانه های امروزی

اصول کلی چیدن وسایل در خانه های امروزی

اصول کلی چیدن وسایل در خانه های امروزی

تعیین محل وسایل و مبلمان منزل یکی از مرعوب کننده ترین و مهمترین تصمیمات در طراحی دکوراسیون منزل است. به خصوص اگر فضای کوچکی در اختیار داشته باشیم، باید برای چیدن وسایل بیش از پیش ظرافت به خرج دهیم تا قطعات مبلمان و وسایل دیگر، راه رفت و آمد را مسدود نکنند.

سه موقعیت زیر از جمله حالتهای معمول در منازل هستند که میتوان تعدادی از اصول اولیه دکوراسیون را بر اساس آنها شرح داد.

اتاق نشیمین:

هنگامی که لوازم اتاق نشیمن را میچینید، یک روش ساده انتخاب مرکز توجه یا نقطه تمرکز برای اتاق است. این نقطه، در واقع مرکز ثقل اتاق است و وسایل باید درست در مقابل این قطعه مهم چیده شوند. به این ترتیب شما باید مراحل زیر را طی کنید.

۱- نقطه تمرکز را انتخاب کنید. شومینه، پنجره های بزرگ یا میز تلویزیون و چیدمان وسایل و مبلمان را در اطراف آن انجام دهید. این نقطه تمرکز باید به دیوار تکیه داشته باشد و مبلمان دور از دیوارها چیده شوند تا فضایی خودمانی و گرم ایجاد شود.

۲- صندلیها و مبلها را بیش از حد از یکدیگر دور نگذارید تا مهمانان شما بتوانند به راحتی با یکدیگر صحبت کنند.

۳- محل میز را طوری انتخاب کنید که در دسترس تمام نشستگان باشد. در صورت امکان در نزدیکی هر مجموعه مبل، یک چراغ پایه دار یا آویز بلند قرار دهید.

۴- بین میز کوتاه قهوه خوری و کاناپه جای پای کافی در نظر بگیرید. کافی است که این دو بین 35 تا 45 سانتیمتر با یکدیگر فاصله داشته باشند

۵- ارتفاع میزهای عسلی باید حداکثر تا دسته صندلی یا مبلی که در کنار آن قرار دارد، باشد.

۶- محلی برای رفت و آمد آسان و به عرض چند دسیمتر در اطراف وسایل درنظر بگیرید.

اتاقهای چند منظوره:

چیدن وسایل در اتاقهای بزرگ یا ناهارخوری و نشیمنهای یکسره در آپارتمانهای امروزی کار نسبتا مشکلی است. زیرا نه تنها باید بدانیم از کجا شروع کنیم، بلکه باید کاربردهای مختلفی را در یک چهارچوب واحد بگنجانیم.

۱- شما در یک اتاق چند منظوره باید برای هر بخش از فضا، یک ویژگی غالب در نظر بگیرید. برای مثال بخش غذاخوری را بر روی یک ویترین یا قفسه ظروف زیبا و بخش نشیمن را بر روی میز تلویزیون متمرکز کنید. در صورت امکان این دو بخش را در نقطه مقابل هم قرار دهید تا وزن ترکیب بندی اتاق متعادل بماند.

۲- با قرار دادن ماهرانه مبلمان، دیواری طبیعی میان دو بخش اتاق ایجاد کنید. با قرار دادن کاناپه یا یک جفت صندلی به طوری که پشت به محل غذا خوری باشد یا قرار دادن یک پاراوان میتوانید دو بخش اتاق را از یکدیگر جدا کنید.

۳- هماهنگی و توازن را فراموش نکنید. با قرار دادن دو یا چند شیء کوچک در مقابل اشیاء بزرگ و کنار هم قرار دادن صندلیها و ساختن مجموعه هایی از لوازم تزئینی میتوانید به نتیجه دلخواه برسید.

۴- برای مشخص و جدا کردن هر قسمت از قالیچه های کوچک مناسب با فضا استفاده کنید.

۵- توجه کنید که دور میز غذا خوری فضای کافی برای عقب کشیدن صندلی و نشستن داشته باشد. این فضا از هر طرف باید حداقل 90 سانتی متر باشد.

۶- مبلها باید طوری قرار بگیرند که رسیدن و نشستن بر روی آنها به سادگی امکان پذیر باشد و محل عبور و مرور برای مهمانان و میزبان موجود باشد.

چيدمان مبل در اتاق نشيمن

چه نوع چيدماني براي مبلمان اتاق نشيمن مناسب است؟

اتاق نشيمن محلي براي جمع شدن افراد خانواده در كنار هم، گفت وگو و اغلب تماشاي تلويزيون است از اين رو نحوه چيدمان مبل ها در اين اتاق بايد متناسب با اين منظور باشد. اين چيدمان بايد به صورتي باشد كه بيشترين امكان را براي صحبت كردن افراد با يكديگر فراهم آورد به گونه اي كه همه افرادي كه بر روي مبل ها مي نشينند، بتوانند به راحتي يكديگر را ببينند و يا همه بتوانند صفحه تلويزيون را كه در گوشه اي از اين اتاق قرار داده مي شود، ببينند. به علاوه چيدمان مبل ها بايد به صورتي باشد كه حداكثر استفاده از فضاي محدود اتاق نشيمن به عمل آمده و فضاي مناسب براي نشستن عده بيشتري فراهم آيد. در طرح ها و تصاوير نمونه هايي را ملاحظه مي كنيد. استفاده از كاناپه‌هاي دو يا سه نفره امكان جاي دادن تعداد بيشتري از افراد را در فضايي محدود به ما مي دهد از اين رو قرار دادن دو كاناپه دو نفره در برابر يكديگر مي تواند بهترين امكان را در يك فضاي بسيار كوچك و نسبتاً باريك در اختيار ما قرار دهد.

مجموعه اي متشكل از دو كاناپه دو نفره و يك ميز كوچك فضاي كمي را اشغال مي كند و در اغلب اتاق‌هاي كوچك مي توان از اين مدل چيدمان بهره گرفت. استفاده از كاناپه‌هاي دو يا سه نفره به افزايش فضاي نشيمن كمك مي كند. چيدن مبل ها به شكل L و ياU انگليسي نيز راهكارهاي ديگري براي استفاده بهينه از فضاهاي محدود هستند. چيدمان مدل L قابليت جايگيري در يك گوشه از اتاق و يا در يك سوي اتاقي چندمنظوره را دارا است و مي تواند به عنوان تفكيك كننده فضا در اتاق‌هاي چندمنظوره عمل كند. اين مدل چيدمان ضمن اشغال جاي كمتر نسبت به مبل‌هاي معمولي براي افراد بيشتري فضاي نشستن فراهم مي كند.

چيدمان مبل ها بايد به صورتي باشد كه حداكثر استفاده از فضاي محدود اتاق به عمل آيد

چيدمان مدل U راحت تر و جادارتر است اما فضاي بيشتري نياز دارد

چيدمان مدل U راحت تر و جادارتر است اما فضاي بيشتري را اشغال مي كند.

همچنين در شرايط خاص و در بعضي از اتاق ها ممكن است از مبلماني به شكل هلالي و يا نيم دايره نيز استفاده كرد كه مشكل فضاي خالي ميان مبل ها و كاناپه ها را ايجاد نمي كند و با ايجاد كنتراست نسبت به فرم چهار گوش اتاق بر جذابيت بصري فضا مي افزايد اما اين نوع چيدمان فضاي زيادي اشغال كرده و فقط براي اتاق‌هاي بزرگ مناسب است.

دو كاناپه روبه رو در يك فضاي كوچك بهترين امكان را به ما مي دهد

چيدمان L راهكارهاي مناسب براي استفاده بهينه از فضاهاي محدود است

در بعضي از اتاق‌هاي كوچك ممكن است از عقب نشيني بخشي از ديوار يا يك كنج از ديوار استفاده كنيم و با ساخت يك سكو و پوشش آن با چند تشك به عنوان نشيمن و تكيه گاه مبلماني براي اتاق تهيه كنيم كه حداقل جاي ممكن را اشغال كرده و فضاي كافي براي نشستن عده بيشتري را فراهم مي كند.

مبلمان هلالي شكل بر جذابيت بصري فضا مي افزايد

رنگها حس درونی دکوراسیون

رنگ چیست؟

در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست. آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند.

تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی

با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.

رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.

روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان

در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در این روش:

  • از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.
  • از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.
  • از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.
  • از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.
  • از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود.

اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.

روان‌شناسی رنگ‌های مختلف

1- روان‌شناسی رنگ سیاه

  • سیاه تمام نورها در طیف رنگ‌ها را جذب می‌کند.
  • سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می‌گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می‌شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت‌های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می‌شود.
  • رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
  • در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
  • رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش‌های مد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

2- روان‌شناسی رنگ سفید

  • رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
  • رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
  • رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند.

3- روان‌شناسی رنگ قرمز

  • رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
  • رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
  • رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
  • رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

4- روان‌شناسی رنگ آبی

آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.

رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.

رنگ آبی، می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.

رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند.

رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ‌هاست امّا یکی از رنگ‌هایی است که کمترین اشتها را بر می‌انگیزد. در برخی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که غذای خود را در بشقاب‌های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی‌ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می‌شود.

رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

چند سبك مهم در دكوراسیون اتاق نشیمن

امروزه در طراحی داخلی تعداد بی شماری سبك و شیوه های متفاوت برای دكوراسیون اتاق نشیمن وجود دارد كه هر كدام ویژگی ها و تاثیرات خاص خود را دارند.

مهم این است كه سبكی كه شما برای اتاق نشیمن خود انتخاب می كنید با روحیات و ویژگی های شخصیتی شما سازگار باشد و بتواند احساسی را القا كند كه متناسب با شرایط روحی و شخصیتی شماست. در این مطلب به توضیخ ویژگی های چند یك از مهم ترین سبك های دكوراسیون اتاق نشیمن بپردازیم تا بتوانیم شما را در انتخاب سبك مناسب و مورد علاقه تان یاری كنیم.

سبك سنتی دكوراسیون اتاق نشیمن

سبك سنتی یكی از معروف ترین و پر طرفدار ترین و از طرفی اصیل ترین سبك ها در دكوراسیون داخلی و به خصوص در دكوراسیون اتاق نشیمن است. این سبك جزو معدود سبك هاییست كه گذر زمان آن را تكراری و كسل كننده نمی كند و در هر شرایطی می تواند ظاهری بسیار شیك و رسمی داشته باشد. عناصری از قبیل اشیا و وسایل سنتی و عتیقه معرف اصلی این سبك چیدمان هستند. رنگ آمیزی در این سبك از رنگ های سنگین و غالبا خنثی تشكیل می شود. برای مثال تركیب زرشكی و طلایی یكی از مهم ترین تركیبات رنگی در دكوراسیون اتاق نشیمن به سبك سنتی است.

بهترین و زیباترین سبك سنتی زمانی در دكوراسیون اتاق نشیمن بوجود می آید كه این سبك در تمام قسمت ها و وسایل موجود در اتاق نشیمن به چشم بخورد و هیچ مورد متضاد و مغایری با این سبك وجود نداشته باشد.

سبك مدرن دكوراسیون اتاق نشیمن

در این سبك رنگ های روشن و خطوط صاف متعدد حرف اول را می زنند. سبك مدرن هم میتواند رسمی باشد و هم می تواند غیر رسمی و اسپرت باشد. ویژگی این سبك كاملا به نوع و مدل وسایل و پارچه ها وچیدمان آن ها بستگی دارد. برای مثال در یك اتاق نشیمن مدرن و رسمی تعداد رنگ های به كار رفته كمتر است و خطوط منظم تر و واضح تر در طرح های موجود در دكوراسیون و خود چیدمان به چشم می خورند. در حالی كه در چیدمان مدرن غیر رسمی تعداد رنگ ها بیشتر است و وسایل و لوازم بكار برده شده بسیار ساده هستند.

سبك روستایی دكوراسیون اتاق نشیمن

در این سبك تنها ویژگی ای كه بسیار مشهود و محسوس است سادگی و بی آلایشی است. در این سبك بیشتر از پارچه هایی از جنس شانل و پنبه استفاده می شود و وسایلی بسیار به ساده ترین حالت ممكن كنار هم چیده می شوند. چیدمانی به سبك روستایی باید برای افرادی كه وارد آن می شوند تداعی كننده روستا و طبیعت بكر باشد، از این رو باید بیشتر از رنگ هایی كه در طبیعت وجود دارد مثل سبز و قهوه ای و هم چنین عناصر طبیعی از قبیل چوب و سنگ استفاده شود. چنین سبكی احساسی بسیار تسكین دهنده ای را در فضا القا می كند.

سبك تلفیقی دكوراسیون اتاق نشیمن

در چنین سبكی به نوعی دو یا چند سبك مختلف با هم ادغام می شوند و از زیباترین ویژگی ها و قسمت های هر سبكی در آن استفاده شده است. در حقیقت این سبك گلچینی از دو  یا چند سبك است.برای مثال از مبلمانی مدرن در كنار كفپوش سنگی استفاده می شود كه هر یك نماینده یك سبك هستند و حالت های بی شمار دیگر كه می تواند با این سبك بوجود آورد. تنوع این سبك بسیار زیاد است زیرا می توانیم عناصر مختلف سبك های مختلف را به حالت ها متعددی با هم تلفیق كنیم.

 نقش رنگ در طراحی داخلی

به چه رنگی علاقمندید؟ این رنگ خاص بیانگر چه خصوصیاتی از شخصیت شما است؟ می دانیم که افراد مختلف به رنگ های خاصی تمایل نشان می دهند. استفاده از این تمایل اشخاص به عنوان وسیله ای برای تشخیص شخصیت آنها موضوع بحث انگیزی است، چرا که افراد با یکدیگر تفاوت دارند. هر یک از ما خصوصیات شخصی خاص خود را داراست و احساساتمان را به سبک و سیاق خاص خود بیان می کنیم. در جهان نمی توان دو نفر را یافت که در ابراز احساساتشان پیرو شیوه یکسانی باشند. از طرف دیگر احساسات افراد به طرق مختلف قابل تضعیف و تحریک است و مثلا با تغییر محیط ای که در آن زندگی می کنند، به سبب الگوهای روانشناسی به نتایج بهتری در ایجاد شادابی، صمیمیت، آرامش افراد خانواده دست یافت. ویژگی های خیابان و کوچه ای که خانه ما قرار دارد، ترکیب حجمی، نورگیری، تقسیم بندی فضاهای داخلی، مبلمان داخلی، نحوه رنگ بندی و حتی مقیاس به کار رفته همه و همه به عنوان فاکتورهای مهمی برای تعریف یک مسکن مناسب عمل می کنند. ویژگی های فرهنگی، نوع روابط خانوادگی و حریم های اجتماعی و غیره از جمله عواملی هستند که نیاز های روحی و جسمانی ساکنین را تعریف می کنند و وظیفه یک طراح داخلی است که تعاملی محکم بین موارد یاد شده با جنبه های عملکردی فضا، برقرار سازد.

رنگ عاملی مهم در طراحی فضا

رنگ ها می توانند به شیوه های مختلف تاثیراتی بنیادین در زندگی بر جای گذارند که از جمله مهم ترین آنها می توان به تاثیر آنها بر احساسات اشاره کرد. جهانی که انسان در آن زندگی می کند، متشکل از هزاران رنگ و تونالیته های مختلفی است که موجودات و اشیا را برای ما جذاب تر و حتی به گونه ای معنوی، عمیق تر نشان می دهند. هر کدام به سبب ویژگی های شیمیایی و روانشناسانه ای که دارا هستند، منبع مهمی از انرژی، در جهت فزونی سلامت و نشاط روح و روان در انسان ها به شمار می روند. جهانی تک رنگ، با تونالیته های محدودی را با طبیعت اطراف خویش مقایسه کنید و یا خود ساکن شهری سیاه و سفید بدانید، بدون هیچ کنتراستی و هیجانی. معنای زندگی تغییر یافته و سردی و مردگی بر همه جا حاکم می شود. فضایی بی روح و عاری از هر جنب و جوشی که تشنه جرعه ای رنگ است. مساله رنگ به سبب تاثیرات مهم روانشناسانه اش، در مقوله شهر و فضاهای معماری امری مهم به شمار می رود؛ تا بدانجا که تخصصی با عنوان رنگ بندی و رنگ شناسی فضاهای شهری در بین هنرمندان مطرح شده است. هماهنگی در رنگ مثل هماهنگی در نت های موسیقی است و از اهمیت ویژه ای در ایجاد هارمونی مناسب و چشم نواز به مانند قطعه موسیقی برخوردار است.

برای رسیدن به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری، هارمونی فضایی، و تأثیر محیطی و روانی مؤثر و مثبت در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنی‎دار و زیبا از عناصر طراحی است. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء در نسبت به تاثیرات کیفی و معنایی که به فضا اعمال می کنند در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار دارند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی کامل به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهای سه‎بعدی فضا دارد. تجربه سالیان دراز کار با رنگ ثابت کرده است که رنگ ها نیز مثل انسان ها، از جهات مختلف با یکدیگر مرتبط اند و سلیقه ها و صفات مشترکی دارند و یا برعکس ناهموان و متضاد یکدیگرند. شاید تصور كنید كه نارنجی و سرخ متضاد همند، در حالی كه در دایره رنگ كنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. خریدن یك دایره رنگ، كه در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مكمل مشخص شده است و در اكثر فروشگاه های لوازم هنری وجود دارد، با ارزش است تا قبل از خریدن زرد گریپ فوروتی و سبز زیتونی برای رنگ كردن اتاق خواب، نگاهی به آن بیندازیم.

رنگ بندی اتاق ها و استفاده از مصالحی که بتواند خصوصیات رنگی و بافت مورد نظر ما را برآورده سازد بسیار مهم و در عین حال قدرت اعمال نفوذ بر تغییرات کالبدی فضا را نیز داراست؛ کارهایی که برای تعدیل و تقسیم بندی دیواره های رنگی انجام می گیرند می تواند به عنوان ایده ای برای تعیین کالبد فیزیکی فضای نیز عمل کند و جنبه های کاربردی طراحی را با معیارهای زیباشناختی همراه سازیم. به عنوان مثال مساله روشنایی و استفاده از نور طبیعی در طراحی یک اتاق بسیار مهم است ولی نحوه کنترل نور، انتخاب رنگ و مصالحی که نور را از خود عبور می دهند به خلاقیت و قدرت طراح در ایجاد هماهنگی که وی بین کارکرد روشنایی اتاق و مطلوبیت فضا بستگی دارد.
استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشکل از دوازده رنگ است که سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های کناری خود که رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش که رنگ مکمل آن است به خوبی ترکیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ بر فضای اتاق می شود.

چنین عواملی در انتخاب رنگ برای بناها، دکوراسیون داخلی و مبلمان فضا، رویکرد های مختلفی را در طراحی ایجاد می کند. رنگ یکی از عوامل تعیین کنند سبک و سیاقی است که بدان طریق با محیط پیرامون خود ارتباط بر قرار می کنیم و بیشتر از هر عامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت اطراف را به مکانی روح بخش مبدل سازد. عوض کردن رنگ دیوار ها می تواند بیش از تغییر مبلمان یا حتی ساختار یک اتاق، نتایج چشم گیری به بار آورد. تا كنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و كرمی و تنالیته های آن رنگ آمیزی شده اند و رنگ استاندارد معمول برای خانه های جدید مگنولیایی است اما باید تصور نمود که در شرایط مختلف اجتماعی و به خصوص اقلیمی، چگونه باید از این رنگ ها استفاده کرد و یا دیوار هایی به رنگ های ملایم و نامحسوس مثل استخوانی، برای زندگی كردن بسیار مناسبند؛ اما ایجاد كنتراست در آنها با انتخاب رنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روكش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا می شود.

برای آنکه بتوانیم ارتباطی درست میان طبیعت خود با دکوراسیون داخلی خانه برقرا سازیم، باید بیاموزیم که ترس از متفاوت بودن با سایرین را از خود برانیم؛ مشکلی که امروزه بسیار با آن در گیریم و بسیاری از طراحی های معماری و داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد. نمی توان در جامعه ای سیاه و سفید، تفکری رنگی داشت و فردایی بهتر را تصور کرد. غالبا خود را در حصاری از رنگ هایی به تحمیل عرف و جامعه «معقول» و «بی روح» و بی رمق قرار می دهیم، رنگ هایی که مانع از بروز احساسات و نمایان شدن خود واقعی ما می گردد.به منظور کمک برای ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین در محیط زندگی خود و بهره گیری هر چه بهتر از رنگ ها، لازم است اطلاعات گسترده تری درباره ارتباطات فردی خویش با رنگ ها نایل شویم و مواردی را درک کنیم که علاقه مندی یا بیزاری به رنگ های خاص را در مورد ما آشکار می سازد. با بذل توجه بیشتر به قدرت رنگ ها در خانه های خود ممکن است از آنچه به واسطه این کار نمایان می شود به شکلی خوشایند یا ناخوشایند غرق حیرت شویم. رسیدن به ترکیب رنگ مناسب در اتاق، لباس و یا هر مورد دیگر، نه فقط جلب توجه می کند که حالتی از اطمینان و آرامش را نیز القا می کند.

کار موثر با رنگ بیش از همه به تحریک حس خلاقیت نیازمند است. به دست آوردن یک ترکیب رنگ مناسب که درست با منظور و هدف فرد، منطبق باشد خود به نوعی «آفرینش» محسوب می شود.

برای بدست آوردن چیدمانی مناسب از رنگ ها در فضاهای داخلی گام های اولیه زیر ضروری است:

1- آن مطلبی را که با زبان رنگ می خواهید به بیننده بگویید در اندیشه خود آماده داشته باشید.

2- یگ رنگ اصلی که سخن گوی پر قدرتی برای بیان آن مطلب باشد، پیدا کنید.

3- رنگ های دیگری که در اطراف آن می چینید، باید در هماهنگی کامل باشد.

4- آنگاه به عنوان یک رهبر طرح وارد شده و این بار سلیقه هنری خود را در چیدن این ابزار های فنی دخالت دهید.

به کاربردن رنگ در فضاها و یا مبلمانی ساده معمولا نیازمند مهارت زیاد و گران قیمت نیست. یک طراح معماری خوب می تواند بسیاری از نیاز های محرک روانی با استفاده از مطالبی که گفته شد و اندکی خلاقیت در جهت رفاه مصرف کنند گان به کار گیرد؛ مخصوصابه وسیله گوناگونی و اجتناب از تک رنگ بودن

رنگ مدرن (کاربرد رنگ در معماری داخلی):

رنگهای را استفاده کتید که دوست دارید

کتابهای نمونه رنگ، کتابهای طراحی داخلی وقواعدطراحی را کنار بگذارید.این راهنمائی رنگ با تردید میانه ای ندارد:مسیری است سریع از توصیه، انگیزه، وایده هایی برای افرادی که نیاز به هیجان وانرژی رنگهای درخشان وناب در طراحی داخلی دارند.رنگ وضعیت ذهن را باز می تاباند، مسیری باستانی وتجریدی برای بیان عقیده وشیوه شخصی است. رنگهای روشن ودرخشان فراگیر، انرژی دهنده ونشاط آور هستند.

قواعد و دکوراسیون محافظه کارانه را فراموش کنید وقدرت رنگ را وادار کنید تا برایتان اقدام کند.ازرنگ برای روحیه دادن، پنهان کردن یا برجسته نمودن جزئیات معماری، دگرگون ساختن اتاقهای ملالت بار و راهروهای دلگیر، وافزودن عمق،ارتفاع، ونور به هر مکانی استفاده کنید.

بیامیزید، هماهنگ سازید واز رنگهایی که دوست دارید لذت ببرید. اتاقهایتان را به گونه ای ببینید که تاکنون ندیده اید.

آبیهای درخشان، قرمزهای شاد، بنفشهای جذاب، زردهای تند، سبزهای ملایم، صورتی های خیلی روشن
ویژگیها:

چه رنگهایی با هم هماهنگ هستند:بهترین ترکیبه برای تاثیرات دراماتیک.

نکات قابل توجه در مورد رنگ:انتخاب، کاربرد، وهر چیز ی که نیاز دارید درباره تغییردکوراسیون با هر طیف بخصوصی بدانید.

بازسازی‌های سریع در هنگامی که رنگها اشتباه از آب در می آیند.

مقدمه

رنگ یکی از دشوارترین عناصر طراحی داخلی برای کسب مهارت است. کیست که از مواجهه با حجمی عظیم و به­ظاهر بی­پایان و نمادین از تکه­رنگها و نمونه­ی پارچه­های رنگ و وارنگ آشفته و دستپاچه نشود؟ در حال حاضر با تکنیکهای پیشرفته­ی رنگ­آمیزی، تغییرِ رنگِ تقریباً هر ماده­ای ممکن شده است، حتّا عمل ساده­ی خرید یک مخلوط کن برای آشپزخانه تبدیل به تمرینِ جور کردن رنگها شده است ــ باید آبی لاجوردی را انتخاب کنید یا قرمز گیلاسی، تا با آشپزخانه زرد روشنتان جور در بیآید. لحظه­ای تأمل کنید تا دریابید هر چند وقت یکبار رنگ در زندگی­مان تغییر می کند و رنگ روشن جذاب را روی هر چیزی خواهید دید، از صندلی روی چمن گرفته تا وسایل الکترونیک، از مخمل تا استیل، و از آشپزخانه تا اتومبیل. و اگر شما هم مثل من باشد از صحنه­ی دور ریختنِ همه­ی رنگهای خاکستری مایل به زرد روشن و سبز مایل به خاکستری خیلی هم خوشحال می­شوید و در عوض طرفدار پالتِ جسورانه­تر هستید، با این حال کمی هم نگران احتمالات بی پایان ترکیبهای رنگی جذاب هستید.

هرچند رنگهای درخشان ممکن است شهرت سوء داشته باشند، پالتی درخشان که از ترکیبِ دقیق آنها انتخاب شده می­تواند به­راستی فوق­العاده جلوه کند. این کتاب تمهیدات و توصیه­هایی که برای انتخاب رنگهای درخشان به آنها نیاز دارید را در اختیارتان قرار می­دهد؛ به شما انگیزه می­بخشد و بر شجاعت ذهنی­تان برای ساخت و آمیختِ رنگِ مورد نظرتان می­افزاید. بی­شک ترکیب کاملاً درست زرد با سبز سیر می­تواند تعادلی خوشایند در رنگ محسوب شود، اما همراه ساختنِ یک رنگ خنثا با یک خنثای دیگر اصلاً یک موفقیت محسوب نمی­شود. دکوراسیون با رنگهای درخشان مثل آشپزی با ادویه است ــ برای یافتن ترکیبی که واقعاً دوست دارید واقعاً نیاز به صرف وقت، پژوهش و حوصله دارید. در این صفحات، دستورالعمل ترکیب رنگ تند قرمز را برای به چالش کشاندن و وسوسه­ی شما در تبدیل رنگ به علامت مشخصه­ای برای شیوه­ی زیستنِ خودتان خواهید یافت.

وقتی آماده شدید تا شخصیت­تان را با رنگهای روشن هماهنگ سازید، همه­ی مجموعه­های­تان را با رنگهای تند کامل کنید، روحیه­ی خود را با رنگهای ملایم هماهنگ کنید ــ فکر خوبی است که قبل از بیرون دویدن و خرید قوطیهای مختلف رنگ، پیش خودتان لحظه­ای هم که شده مجسم کنید که رنگهایی که انتخاب کرده­اید قرار است بیانگر چه چیزی باشند. رنگ روشن جلب توجه می­کند، این کتاب توصیه­ای مهم برای­تان به همراه دارد: انتخاب رنگ شیوه­ای خصوصی است و هیچکس نمی­تواند کس دیگر را متقاعد کند که چه رنگهایی مناسب و چه رنگهایی نامناسب هستند. اگر قرمز باعث ایجاد قدرت در درون­تان می­شود، و اگر نارنجیِ آتشین و تند به نگاهتان لذت می­بخشد، مهم نیست که کسی بگوید این رنگها اتاق­تان را کوچک جلوه می­دهند، آنها را به کار بگیرید چون همه­شان به زعم ما رنگهای درخشانی هستند برای خانه­های مدرن.

نقش رنگ در معماری

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد، بررسی تأثیرمتقابل رنگ ها است. جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند. معکوس کردن این ترتیب طبیعی، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا ً تغییر پذیر است: فام، درخشندگی و پرمایگی

فام، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند. فام های ثانویه عبارتند از: نارنجی، سبز و بنفش که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند. فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند: زرد- نارنجی( پرتقالی)، نارنجی- قرمز، قرمز- بنفش ( ارغوانی)، بنفش- آبی ( لاجوردی)، آبی- سبز (فیروزه ای)، سبز- زرد (مغز پسته ای). دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ، نشان می دهند.

در چرخه ی رنگ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند.مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند

درخشندگی، دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می کند(غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند). معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ‌های بیفام می سنجند. در چرخه ی رنگ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی ( معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد.

پرمایگی (اشباع)، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی شدت را در این مورد به کار می برند ). فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت. همچنین، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را داراست.

رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.

دیوارها و پیش زمینه های روشن رنگ های سرد، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند. به لحاظ بصری، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند.

پنجره ها و مبلمان با زمینه رنگ و سایز متوسط در مبلمان و پنجره هائی با سایز بزرگ شاهد آن خواهیم شد که رنگ انها با یکدیگر مخلوط خواهد شد و از لحاظ تأثیر گذاری بر محیط غالب خواهند شد ثبات از بین خواهد رفت و تلویحاً نوعی تکان بصری ایجاد خواهد نمود.با مبلمان وپنجره های متوسط و با رنگی متعادل و متوسط خواهیم توانست ترکیب بندی با ثبات داشته باشیم. هر ترکیب بندی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و میزان نور، آنها را از دل سایر عناصر تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، صحنه ها را مخدوش میکنند و همچنین،بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی، بسیار سطحی است.

ملحقات تیره از این رو چشمان شما به سمت رنگ تیره تر کشیده میشوند و شما در روشی قادر خواهید بود ملحقات واثاثیه ها را نظم دهید تا هادی دید وکیفیت بصری روان باشند.

رنگ در معماری داخلی

بررسی تاثیر متقابل روانشناختی رنگها در کاربرد هنری رنگ اهمیت بسزایی دارد و استفاده متناسب از هر رنگ می تواند کاربرد ویژه ای در طراحی داخلی داشته باشد.

شکوه و جلوه هر رنگ در کنار رنگ دیگر، اثر واقعی خود را نشان می دهد و هر رنگ نسبت به رنگ دیگر میزان تیرگی یا روشنی اش بهتر نمایان می شود. تغییر دادن این ترتیب طبیعی، ناهماهنگی رنگها را به دنبال دارد و استفاده از این ترکیب ناسازگار، می تواند تغییرات زیادی در دکوراسیون داخلی به وجود آورد.

هر رنگ دارای ۳ صفت تغییر پذیر است: فام، درخشندگی و پرمایگی. فام، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله رنگی ( از قرمز تا بنفش) معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مریی مشخص می کند. قرمز، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند، جزو رنگهای اصلی نیز به شمار می آیند.
گروه دوم فام های ثانویه عبارتند از: نارنجی، سبز و بنفش که از مخلوط مقدار مساوی دو فام اولیه به دست می آید و سومین دسته فام ها نیز از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند: زرد و نارنجی (پرتقالی)، نارنجی و قرمز، قرمز و بنفش (ارغوانی)، بنفش و آبی (لاجوردی)، آبی و سبز (فیروزه ای)، سبز و زرد (مغز پسته ای). ۱۲فام نام برده با ترتیبی معین در چرخه رنگ، قرار می گیرند. در چرخه رنگ، فام های گروه دوم و سوم که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند. هنگامی که این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوند، رنگها و سایه های مختلفی را ایجاد می کند.

درخشندگی که دومین صفت رنگ است، درجه نسبی تیرگی و روشنی را مشخص می کند. اغلب نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند و معمولا _درخشندگی رنگهای فام دار را در قیاس با رنگهای بی فام می سنجند. در چرخه رنگ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی (معادل خاکستری تیره نزدیک به سیاه) را دارد.

پرمایگی (اشباع)، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام را مشخص می کند (گاه واژه شدت را نیز در این مورد به کار می برند). فام های چرخه رنگ صد در صد خالص اند، ولی در طبیعت بندرت می توان فام خالصی یافت..رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند، اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند، از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت.

استفاده از این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر رنگها حاکم می کند و در نتیجه یک مفهوم یا نوعی نظم خاص را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد. استفاده متناسب از رنگ در دیوارها و پیش زمینه های روشن تاثیر زیادی در محیط به وجود می آورد. رنگهای سرد می تواند کاهش مختصری در دمای بدن ایجاد کنند و رنگهای گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند. به لحاظ بصری، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند. استفاده از پنجره ها و مبلمان با زمینه رنگ مطلوب و سایز متوسط تاثیر بسزایی در دکوراسیون داخلی دارد. همچنین مبلمان و پنجره هایی با سایز بزرگ باعث می شود که رنگ آنها با یکدیگر مخلوط شود و از لحاظ تاثیر گذاری بر محیط غالب خواهند شد و ثبات از بین خواهد رفت و نوعی تکان بصری ایجاد می شود. بنابراین با مبلمان و پنجره های متوسط و با رنگی متعادل و متوسط خواهیم توانست ترکیب بندی با ثبات داشته باشیم.

هر ترکیب بندی را می توان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و میزان نور، آنها را از دل سایر عناصر تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیای مزاحم، صحنه ها را مخدوش می کنند و همچنین، بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی، بسیار سطحی است. ملحقات تیره نیز باعث می شود چشمان شما به سمت رنگ تیره تر کشیده شوند و شما در روشی قادر خواهید بود ملحقات و اثاثیه ها را نظم دهید تاهادی دید وکیفیت بصری روان باشند.

نگاهی تازه به دکوراسیون داخلی

دکوراسیون داخلی با گستره ای وسیع که هر روز حوضه هایی جدید به آن افزوده میشود در واقع رشته ای ست بسیار جامع که اطلاعات زیادی را در شاخه های مختلف می طلبد. هنر یکی از اصول دکوراسیون میباشد که برای آراستن یک محیط به آن نیاز داریم با اینحال هنر با تمام وسعت خود تنها بخشی از نیازهای یک پروژه دکوراسیون را پاسخگوست. شاید برای یک طرح زیبا از دکوراسیون بایست روانشناسی نیز بدانیم. باید بدانیم که تنها زمانی زیبایی اشیاء به نهایت خود نشان داده می شود و در محیط درک میشود که هر چیز در جای خود قرار گیرد.

به طور مثال یک رنگ در محیطی زیبا دیده میشود و در محیطی دیگر ناخوشایند میشود و این حس خوب یا بد نه به ذات رنگ که به قرار گیری و همخوانی با محیط پیرامونش وابسته است. گاهی سیاه زیباترین رنگ است و گاهی سفید زشت ترین رنگ محیط میشود. این امر در استفاده ما از متریالهای مختلف نیز صادق است. گاهی باید از سنگ استفاده کنیم گاهی از چوب یا آهن یا هزاران ماده و متریال مختلف و این هنر یک طراح است که با دانش خود بتواند متریالهای مختلف را که در برخی موارد دارای تضاد ماهیتی با هم میباشند را نیز به طریقی زیبا در کنار هم قرار دهد که بخشی از یک موضوع واحد گردند. در واقع باید در یک دکوراسیون زیبا ارتباط بین مواد و موضوعات به طوری باشد که همگی یک ماده شوند و تمام رنگها یک رنگ شوند. درست مثل یک طبیعت بکر شوند که همگی با هم یک موضوع را تشکیل دهند. این که چگونه به این تکنیک دست یابیم موضوعی ست که نیاز به درست دیدن دکوراسیون دارد.

یعنی بایست دکوراسیون را با تمام پیچیدگی ها و در عین سادگی اش ببینیم. باید طراح خود جزوی از یک طرح شود تا حس دکوراسیون را به درستی درک کند و به آن زیبایی سرشار از هماهنگی و همخوانی دهد. برای رسیدن به این منظور باید با دکوراسیون زندگی کرد و محیط اطراف را احساس کرد باید نقد کرد باید فهمید. باید بدانیم که نیاز به زیبایی دکوراسیون را خلق میکند. پس دکوری که حس زیبایی را منتقل نکند را نمیتوان دکوراسیون نامید. در راستای همین موضوع از این پس سعی خواهیم کرد که سلسه موضوعات دکوراسیون را بیشتر در شاخه های مختلف در اینجا مطرح کرده و به نقد آن بپردازیم تا درک بهتری از یک محیط زیبا بدست آوریم.

دکوراسیون داخلی با گستره ای وسیع که هر روز حوضه هایی جدید به آن افزوده میشود در واقع رشته ای ست بسیار جامع که اطلاعات زیادی را در شاخه های مختلف می طلبد. هنر یکی از اصول دکوراسیون میباشد که برای آراستن یک محیط به آن نیاز داریم با اینحال هنر با تمام وسعت خود تنها بخشی از نیازهای یک پروژه دکوراسیون را پاسخگوست. شاید برای یک طرح زیبا از دکوراسیون بایست روانشناسی نیز بدانیم. باید بدانیم که تنها زمانی زیبایی اشیاء به نهایت خود نشان داده می شود و در محیط درک میشود که هر چیز در جای خود قرار گیرد.
به طور مثال یک رنگ در محیطی زیبا دیده میشود و در محیطی دیگر ناخوشایند میشود و این حس خوب یا بد نه به ذات رنگ که به قرار گیری و همخوانی با محیط پیرامونش وابسته است. گاهی سیاه زیباترین رنگ است و گاهی سفید زشت ترین رنگ محیط میشود. این امر در استفاده ما از متریالهای مختلف نیز صادق است. گاهی باید از سنگ استفاده کنیم گاهی از چوب یا آهن یا هزاران ماده و متریال مختلف و این هنر یک طراح است که با دانش خود بتواند متریالهای مختلف را که در برخی موارد دارای تضاد ماهیتی با هم میباشند را نیز به طریقی زیبا در کنار هم قرار دهد که بخشی از یک موضوع واحد گردند. در واقع باید در یک دکوراسیون زیبا ارتباط بین مواد و موضوعات به طوری باشد که همگی یک ماده شوند و تمام رنگها یک رنگ شوند. درست مثل یک طبیعت بکر شوند که همگی با هم یک موضوع را تشکیل دهند. این که چگونه به این تکنیک دست یابیم موضوعی ست که نیاز به درست دیدن دکوراسیون دارد.

یعنی بایست دکوراسیون را با تمام پیچیدگی ها و در عین سادگی اش ببینیم. باید طراح خود جزوی از یک طرح شود تا حس دکوراسیون را به درستی درک کند و به آن زیبایی سرشار از هماهنگی و همخوانی دهد. برای رسیدن به این منظور باید با دکوراسیون زندگی کرد و محیط اطراف را احساس کرد باید نقد کرد باید فهمید. باید بدانیم که نیاز به زیبایی دکوراسیون را خلق میکند. پس دکوری که حس زیبایی را منتقل نکند را نمیتوان دکوراسیون نامید. در راستای همین موضوع از این پس سعی خواهیم کرد که سلسه موضوعات دکوراسیون را بیشتر در شاخه های مختلف در اینجا مطرح کرده و به نقد آن بپردازیم تا درک بهتری از یک محیط زیبا بدست آوریم.

رنگ در معماری داخلی

بررسی تاثیر متقابل روانشناختی رنگها در کاربرد هنری رنگ اهمیت بسزایی دارد و استفاده متناسب از هر رنگ می تواند کاربرد ویژه ای در طراحی داخلی داشته باشد.

شکوه و جلوه هر رنگ در کنار رنگ دیگر، اثر واقعی خود را نشان می دهد و هر رنگ نسبت به رنگ دیگر میزان تیرگی یا روشنی اش بهتر نمایان می شود. تغییر دادن این ترتیب طبیعی، ناهماهنگی رنگها را به دنبال دارد و استفاده از این ترکیب ناسازگار، می تواند تغییرات زیادی در دکوراسیون داخلی به وجود آورد.

هر رنگ دارای ۳ صفت تغییر پذیر است: فام، درخشندگی و پرمایگی. فام، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله رنگی ( از قرمز تا بنفش) معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مریی مشخص می کند. قرمز، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند، جزو رنگهای اصلی نیز به شمار می آیند.

گروه دوم فام های ثانویه عبارتند از: نارنجی، سبز و بنفش که از مخلوط مقدار مساوی دو فام اولیه به دست می آید و سومین دسته فام ها نیز از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند: زرد و نارنجی (پرتقالی)، نارنجی و قرمز، قرمز و بنفش (ارغوانی)، بنفش و آبی (لاجوردی)، آبی و سبز (فیروزه ای)، سبز و زرد (مغز پسته ای). ۱۲فام نام برده با ترتیبی معین در چرخه رنگ، قرار می گیرند. در چرخه رنگ، فام های گروه دوم و سوم که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند. هنگامی که این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوند، رنگها و سایه های مختلفی را ایجاد می کند.

درخشندگی که دومین صفت رنگ است، درجه نسبی تیرگی و روشنی را مشخص می کند. اغلب نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند و معمولا _درخشندگی رنگهای فام دار را در قیاس با رنگهای بی فام می سنجند. در چرخه رنگ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی (معادل خاکستری تیره نزدیک به سیاه) را دارد.

پرمایگی (اشباع)، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام را مشخص می کند (گاه واژه شدت را نیز در این مورد به کار می برند). فام های چرخه رنگ صد در صد خالص اند، ولی در طبیعت بندرت می توان فام خالصی یافت..رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند، اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند، از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت.

استفاده از این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر رنگها حاکم می کند و در نتیجه یک مفهوم یا نوعی نظم خاص را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد. استفاده متناسب از رنگ در دیوارها و پیش زمینه های روشن تاثیر زیادی در محیط به وجود می آورد. رنگهای سرد می تواند کاهش مختصری در دمای بدن ایجاد کنند و رنگهای گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند. به لحاظ بصری، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند. استفاده از پنجره ها و مبلمان با زمینه رنگ مطلوب و سایز متوسط تاثیر بسزایی در دکوراسیون داخلی دارد. همچنین مبلمان و پنجره هایی با سایز بزرگ باعث می شود که رنگ آنها با یکدیگر مخلوط شود و از لحاظ تاثیر گذاری بر محیط غالب خواهند شد و ثبات از بین خواهد رفت و نوعی تکان بصری ایجاد می شود. بنابراین با مبلمان و پنجره های متوسط و با رنگی متعادل و متوسط خواهیم توانست ترکیب بندی با ثبات داشته باشیم.

هر ترکیب بندی را می توان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و میزان نور، آنها را از دل سایر عناصر تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیای مزاحم، صحنه ها را مخدوش می کنند و همچنین، بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی، بسیار سطحی است. ملحقات تیره نیز باعث می شود چشمان شما به سمت رنگ تیره تر کشیده شوند و شما در روشی قادر خواهید بود ملحقات و اثاثیه ها را نظم دهید تاهادی دید وکیفیت بصری روان باشند.

اصول و مباني رنگ شناسي كاربردي

رنگ و نور همواره در قالب بخش هایی اساسی از حیات ما بر روی كره ی خاكی مطرح بوده اند.یكی از نخستین آثار ثبت شده از نیروهای جادویی رنگ ها را می توان در غرهای لاسكاكس و آلتی مارا مشاهده كرد. در این نمادها نقاشی هایی تزیینی از انواع حیوانات، زینت بخش دیوارهای داخلی شده است. نقاشان این تصاویر، نقاشی های خود را با دست ترسیم نموده و با استفاده از ساده ترین رنگ های طبیعی كه در كف غارها در دسترس بود، همچون سنگ آهن قرمز و زرد، منگنز و گل سیاه، تنوع قابل ملاحظه ای از رنگ ها را در هنر خود به كار گرفته اند. بر دیواره ی غارهای لاسكاكس و آلتی مارا، رگه های درخشانی از بلور های كربنات آهك، رنگ سفیدی را برای نقاشان پیش از تاریخ فراهم آورده بود كه می توانستند به كمك آن سایه های محو و عمق میدان های جالب توجهی خلق كنند.

انسان ما قبل تاریخ با مشاهده دگرگونی رنگ های طبیعت، خیلی زود به اهمیت رنگ ها پی برد، در چرخه ی شبانه روز، به هنگام غروب خورشید، افق قرمز رنگ، پایان فعالیت روزانه را نشان می داد و نیاز برای فرو رفتن در امنیت غارها را به منظور دور بودن از خطرات تاریكی – شب سیاه اعلام می كرد. قرمز و سیاه (مشكی!!) نیز همواره به عنوان رنگ های نمادین حیات و مرگ به شمار می آمدند و نخستین بار انسان های غار نشین از این دو رنگ برای تزیین گور مردگان خود استفاده می كردند و بعد ها اخلافشان آن ها را جهت آراستن آثار هنری خویش به كار بردند.

یکی از عواملی که می تواند نقش بسزایی در درک هرچه بهتر فضاهای شهری داشته باشد ” رنگ ” است که این رنگها را می توان در نمای ساختمانها، مبلمان شهری، کف سازی خیابانها، فضاهای سبز،  اتومبیل ها، رنگ لباسهای شهروندان وبسیاری چیزهای دیگر مشاهده نمود بنابرین رنگها قادرند فضاهایی بی معنی را تبدیل به فضاهای معنادار کرده و سبب خوانایی شهرها و حتی محلات شهری گردند و احساس خوشایند و مطلوبی از شهر را در شهروندان ایجاد نمایند که این امر سبب احساس تعلق به شهرو تقویت هویت شهری و حتی محلی در شهروندان می گردد. در گذشته رنگها را متناسب با شرایط اقلیمی و فرهنگی هر منطقه به کار می بردند مثلا در مناطق سردسیری کشور از رنگهایی گرم و در مناطق گرمسیری ( کویر ) از رنگهای سرد استفاده می کردند اما متاسفانه درطراحی فضاهای شهرهای امروز کمتر به تناسبات رنگی، اقلیمی و فرهنگی توجه می گردد و بهره گیری از رنگها در ساماندهی فضاهای شهری از روند متعادلی برخوردارنمی باشد و این امر سبب ظهور شهرهایی با فضاهای نامطلوب ودر نهایت نارضایتی شهروندان از محیط زندگی اجتماعیشان گشته است.

اگر چه مولفان این کتاب، کتاب را منحصر به دانشجویان معماری وشهرسازی نموده اند ! اما شاید خالی از لطف نباشد که دانشجویان وپژوهشگران دراین حوزه نیز به مباحث مطرح شده در کتاب، هر چند سطحی، توجه نمایند وتورقی براین کتاب زنند زیرا شناخت رنگها وویژگیهای آن می تواند به انسان شناسان در شناخت هر چه بهتر فرهنگها کمک نمایند. برخی از رنگها ضمن داشتن معانی جهانی دارای ابعاد ملی و خرده فرهنگی نیز هستند(معانی نمادین ) این امررا می توان در مراسم آیینی و غیر آیینی هر فرهنگی مشاهده نمود برای مثال در هندوستان، عروسهای هندو شش روز قبل از برگزاری جشن ازدواجشان لباس کهنه زرد به تن می کنند تا ارواح پلید از آنها دور گردند ودر مراسم ازدواج نیز هم عروس وهم کاهنی که عقد را جاری می کند لباس زرد به تن می کنند و این در حالی است که یک دختر چینی در مراسم جشن ازدواجش لباس قرمز به نماد زندگی تازه و آینده ای شاد وروشن به تن می کند البته کاربرد رنگها در مراسمهای آیینی و غیر آیینی خلاصه نمی گردد بلکه در فضاهای انسانی نیز مطرحند. چنانچه ما فضاهای شهری را شامل فضاهای مقدس ونامقدس، فضاهای عمومی، فضاهای کارکردی ( فضاهای مسکونی، کاری، اوقا فراغت و حمل ونقل عمومی ) وفضاهای جغرافیایی بدانیم یکی از راههایی که می تواند تمایز این فضاها را به خوبی برای شهروندان مشخص وتعریف نماید کاربرد صحیح رنگها می باشد و این امر مستلزم این است که طراح وبرنامه ریز شهری به خوبی با فرهنگ ساکنین یک شهر آشنایی داشته باشد و بایدها ونبایدها، ارزشها، عقاید و باورهای آنان را بشناسد و بداند چه رنگهایی برای شهروندان دارای معانی نمادین وحاوی بار ارزشی ومعنایی هستند در این صورت است که امکان طراحی فضاهایی خوانا و با قابلیت درک بصری فراهم می گردد پس بدین منظور تعامل و کنش متقابل میان طراحان شهری و انسان شناسان  امری غیر قابل اجتناب می باشد و بر هر دو گروه لازم است که رنگها و ویژگیهای آنها را به خوبی بشناسند و بدین ترتیب در کنار هم وبا مساعدت یکدیگر در جهت ساماندهی شهرهایی با هویت و با معنا گام بردارند.

حال پس از ارائه این مقدمه به تشریح مباحث مطرح شده دا این کتاب می پردازیم. مولفان مباحث مربوط به        ” رنگ ” را در پنج فصل ارایه نموده اند که در فصل اول به تاریخچه رنگ و در فصول بعد نیز به تئوری   رنگ، روان شناسی رنگها، کاربرد رنگ در دکوراسیون داخلی و کاربرد رنگ در شهرپرداخته اند.

نویسندگان در فصل اول عامل گرایش انسانهای ابتدایی به کاربرد رنگها را در ” طبیعت ” و رنگهای موجود در آن می دانند ومعتقدند که آنها با الهام از طبیعت و پدیدار شدن شب و روز رنگهایی چون سیاه و قرمز را به عنوان رنگهایی سمبلیک به کار می بردند و از این دو رنگ جهت تزیین گور مردگانشان بهره می گرفتند. در این فصل نیز به نقش رنگها و مفاهیم نمادین آنها در مذاهب و اماکن مقدس اشاره گردیده برای مثال آورده شده ” در قدیم دیوارهای پکن را با قرمز و سقف های شهر را با زرد رنگ آمیزی می کردند تا نمادی از ارواح پاک و شریر باشند و در مصر باستان نیز داخل و سقف را با آبی و کف آنها را با سبز رنگ می زدند تا به ترتیب نمادی از بهشت و مرغزارهای نیل باشند. “

فصل دوم به بیان صفات رنگ ( رنگمایه، ارزش رنگ، کروما یا اشباعیت )، رابطه رنگ و فرم ( بین اشکال هندسی و رنگها رابطه مستقیم وجود دارد و بر اساس ویژگیهای سه رنگ قرمز، آبی و زرد می توان سه شکل هندسی مربع، دایره ومثلث را برای آنها در نظرگرفت و چنانچه در به کارگیری رنگها به تناسبات رنگ و فرم توجه شود نتایج مطلوب تری نیز حاصل می گردد ) پرداخته و در نهایت کمپوزیسیون رنگها ( ترکیب رنگها به نحوی که مفهومی را خلق نماید ) را توضیح می دهد در این فصل نیز شما می تونید با هفت کنتراست مطرح در رنگ شناسی آشنا شوید که شامل: کنتراست رنگ، کنتراست تیره – روشن، کنتراست رنگهای مکمل، کنتراست همزمان، کنتراست سیر، کنتراست وسعت  و بالاخره کنتراست سرد – گرم .

در فصل سوم که تحت عنوان” روان شناسی رنگها ” می باشد شما می توانید با ویژگیهای رنگهای و خواص درمانی آنها در درمان برخی بیماریها نیز آشنا گردید.

در فصل چهارم مولفان به بررسی تاثیر رنگ در فضا و کیفیت رنگها و کاربردشان در دکوراسیون داخلی پرداخته و اصولی را جهت انتخاب رنگهایی متناسب با فضاها ی مختلف مطرح می نماید که عبارتند از:

1- توجه به کاربرد فضا

2- فرم فضا

3- توجه به ارتفاع سقف

4- توجه به مقدار نور طبیعی که در فضای مورد نظر و جود دارد واینکه با توجه به کاربرد فضا به چه مقدار نور نیاز داریم.

فصل آخر نیز به کاربرد رنگ در شهر اختصاص یافته و نمونه هایی از کشورهای نروژوانگلستان آورده شده است.

معماری/نور و رنگ

رنگ ۳ بعد دارد:

۱-فام:مثلا قرمز یا آبی ۲-ارزش:درجه ی روشنی یا تاریکی در مقابل سفید و سیاه ۳-شدت:درجه ی خلوص یا اشباع در مقایسه با خاکستری همان رنگ

۱-نور گرم رنگهای گرم را تقویت و نور سرد رنگهای سرد را تقویت می کند.

۲-اگر نور ته رنگ خاصی داشته باشد آن رنگ را تقویت و رنگهای مکملش را خنثی می کند.

۳-رنگ های گرم و شدت های بالا فعال و تهیج کننده هستندو بر عکس رنگهای سردو شدت های پایین آرام بخش و متعادل هستند.

۴-ارزش های روشن تمایل به شاد بودن را می رسانند.ارزش های متوسط قابل تحملند و ارزش های تیره غم انگیز هستند.

۵-رنگهای درخشان و اشباع شده و دارای تضاد بالا جلب توجه می کنند.

۶-رنگهای سرد و عمیق جمع و جور به نظر می رسندو رنگهای گرم و روشن میل به توسعه دارند(می توان ابعاد ظاهری یک جسم را به این روش تغییر داد.

۷-ارزش های روشن/رنگهای سرد یا خاکستری هنگام محصور شدن در میان صفحه ای از فضا به نظر می رسد که از هم دور شده اند و فاصله ی آنها افزایش یافته.(از این طریق می توان ابعاد ظاهری سقف یا یکی از ابعاد دیگر فضا را کاهش داد)

۸-نواحی بزرگ خنثی را با نواحی کوچکتر دارای شدت قوی تر متعادل کنید.

۹-ارزش های روشن تمایل به عقب کشیدن دارند.ارزش های تیره میل به پیشروی.این خصوصیت می تواند درک ما را از ابعاد فضایی متغییر کند.

نور طبیعی در معماری و معماری داخلی

ازدید همگان نور”جزء اساسی و ضروری در ساختمان است. که کار آن روشن کردن فضا به منظور قابل رویت ساختن آن است.در هنر ساختمان سازیی یا به عبارتی معماری نور یکی از اجزایی است که کنار عناصرو مفاهیم دیگر از قبیل ساختار” نظم فضایی “مصالح” رنگ و…. مطرح می شود و در طراحی به عنوان یک عنصر مجزا باید نقش خود را ایفاکند. ولی واقعیت این است که در بسیاری از موارد در ساختمان سازیو معماری های داخلی به نور بیشتر از یک عامل روشن کننده که باعث کاهش مصرف نور مصنوعی و در نتیجه کاهش مصرف برق !

می شود ” نمی نگرند و فقط به مواردی از قبیل این که نور جنوبی و شمالی بر نور شرقی و غربی ارجحیت دارد و در مواقع ناچاری نور شرقی از نور غربی بهتر است “توجه می شود و معماران به صورت کلیشه ای و از روی عادت آن را رعایت می کنند و اگر در ساختمان سازی نیازی به نور پردازی و ایجاد مفاهیم و تاکید هایی توسط نور باشد منحصرا به استفاده از نور مصنوعی می پردازند و با انواع درجات و رنگ های نور مفهوم و طرح خود را اجا می کنند.

در صورتی که با نگاهی به تاریخ معماری گذشته ( تقریبا هر نوع معماری تاریخی ) نور به عنوان یک عنصر مجزا به کار گرفته شده و به نتایج بسیار زیباییهم رسیده اند.

یکی از مهمترین مشخصه های نور طبیعی ” توالی و دگرگونی آن در در طول روز است که باعث حرکت و تغییر حالت در ساعات مختلف می شود. در تاریخ نقاشی توجه به نور در دوره امپر سیونیست ها دیده می شود. هنگامی که نقاشان آتلیه های خود را ترک کردند و در زیر نور خورشید با نور طبیعی مشغول نقاشی شدند. از مشخصات این سبک توجه به رنگ و نور در ساعات مختلف روز و انعکاس رنگ های اشیای مختلف در یکدیگر و تاثیر رنگ های پیرامونی و به کار بردن رنگ های خالص و ناب می باشد. قاعدتا لازم نیست که چنین تحولی در سبک معماری داخلی ما نیز به وجود آید ” با توجه به اینکه ما ساختمان هایی داریم که عنصر نور را به قدری قوی و جذاب در خود به کار گرفته اند که هر بیننده ای را به خود جذب می کند. این مقاله به بررسی نقش نور در معماری و معماری داخلی به عنوان یک جزء سازنده و مفهوم بخش می پردازد و در خاتمه امید بر این دارد که در آینده در ساختمان ها همانند نیاکانمان شاهد به کارگیری نور طبیعی به صورت یک عنصر کاملا اثر بخش باشیم.

نور و طبیعت

نور طبیعی که حامل انرژی حیات بخش درونی است به عنوان یکی از منابع وجود حیات بر روی زمین محسوب می گردد. علاوه بر آن نور می تواند با رنگ ها و جلوه های متفاوت خود باعث تغییر چهره یک مکان شود زیرا نور در هر یک از فصول سال ” در آب و هواهای متفاوت و یا در هر زمانی از طول روز دارای چهره ای مخصوص به خود می باشد.

ضمنا هر مکانی دارای نور خاصی است که تنها به آنجا تعلق دارد برای مثال در صحرای یک منطقه استوایی تابش به قدری شدید و سایه ها آنقدر کوتاه است که اشیا به چشم بیننده مرتعش و در حال ذوب شدن به نظر می آیند.

به همین ترتیب نور موجود در مناطق کوهستانی ” جنگلی و یا سواحلی نیز دارای ویژگی های مکانی مخصوص به خود و متمایز از سایر مناطق است. زمانی که نور را به داخل فضای ساخته شده هدایت می کنیم در اصل نوعی ارتباط بین ساختمان و محیط خارج از آن ایجاد کرده ایم. بدین وسیله می توان جلوه های متفاوتی از فضای داخلی را که هر یک دارای ماهیت خاص خود از لحاظ ادراک فضایی می باشند ” ایجاد کرد.

نور و بشر

از دوران ما قبل تاریخ همواره اجسام نورانی که تجسمی از یک شی ء زنده را در ذهن بیدار می کردند توسط بشر مورد ستایش و احترام قرار گرفته و مشتاقانه برایشان جشن می گرفتند ” آنها را عبادت کرده و می پرستیدند.

این توجه بیش از اندازه به عنصر نور در اغلب فرهنگ های اولیه بشری و در جوامعی با آداب و رسوم و عقاید مذهبی متفاوت همچنان در طول زمان مشاهده می شود. برخی از جوامع نور خورشید را در تشریفات مذهبی شان به کار می برند و برخی دیگر درخشش اجسام نورانی را به عنوان عامل ایجاد فعل و انفعالاتی رمز آلود جهت دست یابی به حیطه هایی ماورای دنیای زمینی تلقی می کردند.

حتی امروزه در بسیاری از مدارس شرقی که به تدریس یوگا اشتغال دارند برای ایجاد تمرکز ذهنی از اجسام نورانی مانند لامپ ” خورشید “ماه ” بلور و نور آتش استفاده می کنند.

در اغلب ادیان ” نور نماد عقل الهی و منشا تمامی پاکی ها و نیکی هاست و خارج شدن انسان از تاریکی جهل و تابیده شدن نور معرفت در وجودش همواره یک هدف نهایی می باشد. در اثر تابیده شدن نور الهی به درون کالبد مادی ” یعنی جایگاه نفس آدمی است که انسان به رشد و تکامل معنوی می رسد در نتیجه برای نمایش این تمثیل ” در معماری اغلب بناهای مذهبی ” نور به عنوان عنصری بارز و مستقل از سایر عناصر و مفاهیم به کار رفته در ساختمان به کار گرفته می شود به گونه ای که شعاع های آن به طور واضح در داخل کالبد مادی و تاریک حجم قابل مشاهده است. فضاهای عمیق و تاریک کلیساهای قرون وسطی و یا مساجد اسلامی که با عنصر نور مزین شده اند به خوبی قادر به انتقال یک حس روحانی و معنوی می باشند. انسان در چنین فضاهایی که با نوری ضعیف روشن می شوند با مشاهده سایه های مبهم از اشیا و احجام ” در ذهن خود به کامل کردن تصاویر پرداخته و با این عمل به نوعی خلسه فرو می رود که نتیجه آن یک حس نزدیکی به منبع وجود و هستی در درونش بیدار می شود

۷ نکته درباره سازگاری رنگ‌ها و بافت‌ها

۱) در‌ تصویری که توی این ستون می‌بینید،‌ترکیبی از بافت‌های طبیعی خوشایند و یک فضای آرامش بخش روستیک همراه با چیدمانی مدرن را مشاهده می‌کنید که طیف رنگ‌های آبی در‌ آن باعث شده است فضا ملایم‌تر شود.

۲) دکوراتور در‌ این فضا از طیف رنگ‌های میانی آبی استفاده کرده است تا قدرت متعادل کردن رنگ‌های خنثی را داشته باشد. البته‌ این تونالیته‌ها نه خیلی باید روشن باشند و نه خیلی تیره؛ در غیر این صورت، دیگر تونالیته‌ها تحت تاثیر شدید قرار می‌گیرند.

۳) پرده‌ها با پارچه کتانی راه راه آبی تیره، پنجره را قاب گرفته‌اند و سطوح پایین‌تر اتاق با رنگ‌ها و بافت‌های طبیعی پوشیده شده است. همین تکرار و استفاده از بافت‌های طبیعی باعث خلق فضایی راحت و روستایی شده است.

۴) پارچه‌های بافت برجسته و موکت با ‌ترکیبی از رنگ‌های شتری، قهوه‌ای و طوسی مایل به قهوه‌ای، ظاهر سنگ‌فرش‌های قدیمی را ‌ایجاد می‌کند. به علاوه، مبلمان چوبی و اسباب و اثاثیه‌ای با جنس طبیعی به‌ این حظ بصری کمک می‌کند.

۵) اگر می‌خواهید فضایی مدرن خلق کنید، باید همانند تصویر زیر به دنبال مبلمانی باشید که بتواند مانند این رومبلی بوکله و دراور لیمویی رنگ، ‌ترکیبی از شکل‌های مدرن و بافت‌ها و سطوح پرداخت‌شده مناسب با حال و هوای اتاق داشته باشد.

۶) وسایل فضای پایین اتاق با بافت‌های طبیعی، مانند الیاف گیاهی سبد، الیاف کوسن‌ها، همچنین لوازم و وسایلی با سطحی براق در فضای بالایی اتاق، زمینه روستایی و مدرن را در‌ این اتاق باهم در می‌آمیزد.

۷) تناسب تابلوهای قرار گرفته روی دیوار بالای کاناپه با کاناپه کاملا هماهنگی دارد. در غیر‌ این صورت دکوراتور می‌توانست از یک تابلوی بزرگ به جای دو تابلو در همین اندازه استفاده کند.

[ratings]

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

دیدگاه
نام
ایمیل
وبسایت